همه ما گاهی بعد از یک روز سخت احساس غم و ناراحتی داریم یا پس از رسیدن به موفقیتی کوتاهمدت شاد و سرحال میشویم؛ این واکنشها کاملاً طبیعی هستند و بخشی از تجربه انسانی محسوب میشوند. اما وقتی این تغییرات خلقی شدید، طولانیمدت و غیرقابل کنترل میشوند و روی زندگی روزمره ما تأثیر میگذارند، ممکن است نشانهای از اختلالات خلقی باشد. اختلالات خلقی جزو رایجترین مشکلات سلامت روان هستند و میلیونها نفر در سراسر جهان با آنها دست و پنجه نرم میکنند. نکته امیدوارکننده این است که با پیشرفتهای علمی در روانشناسی و درمانهای مؤثر، این اختلالات قابل مدیریت و بهبود هستند.
در ادامه، شما را با انواع مختلف اختلالات خلقی، نشانهها، دلایل بروز و روشهای درمان آنها آشنا میکنیم تا بتوانید بهتر این شرایط را بشناسید و در صورت نیاز به کمک حرفهای اقدام کنید.
اختلال خلقی چیست؟
اختلالات خلقی گروهی از مشکلات سلامت روان هستند که به طور مستقیم خلق و خوی فرد را تحت تأثیر قرار میدهند و باعث میشوند احساسات او با شدت یا مدت زمان غیرطبیعی تجربه شوند. در افراد مبتلا، این تغییرات خلقی معمولاً بیش از حد، مداوم یا غیرقابل کنترل هستند و میتوانند زندگی روزمره، روابط اجتماعی و عملکرد شغلی یا تحصیلی او را تحت تأثیر قرار دهند.
مثلاً برخی افراد ممکن است برای هفتهها یا ماهها احساس غم، ناامیدی و بیانرژی شدید داشته باشند، حالتی که معمولاً با افسردگی همراه است. در مقابل، برخی دیگر ممکن است دورههایی از شادمانی شدید، پرانرژی بودن افراطی یا تحریکپذیری بالا را تجربه کنند که با حالت عادی زندگی و شرایط محیطی تناسبی ندارد؛ این حالت معمولاً با شیدایی یا مانیا مرتبط است.

اختلالات خلقی میتوانند مختلف و پیچیده باشند و شدت آنها از تغییرات خلقی خفیف و کوتاهمدت تا اختلالات شدید و طولانیمدت متغیر است. شناسایی به موقع و درمان مناسب میتواند به فرد کمک کند تا تعادل عاطفی خود را بازیابد و زندگی روزمره را بدون اختلال ادامه دهد.
انواع اصلی اختلالات خلقی
۱. افسردگی اساسی
افسردگی اساسی یکی از شایعترین اختلالات خلقی است و با احساس غم عمیق، ناامیدی و کاهش شدید انرژی مشخص میشود که حداقل دو هفته یا بیشتر ادامه دارد. افراد مبتلا اغلب علاقه و لذت خود را نسبت به فعالیتهای روزمره از دست میدهند، دچار تغییرات خواب، بیخوابی یا پرخوابی و کم اشتهایی یا پرخوری، کاهش تمرکز و احساس بیارزشی یا گناه میشوند. این اختلال میتواند عملکرد شغلی، تحصیلی و روابط اجتماعی فرد را به طور قابل توجهی مختل کند و در موارد شدید، خطر افکار مکرر درباره مرگ و افکار خودکشی وجود دارد.
۲. اختلال دوقطبی
اختلال دوقطبی با نوسانات شدید خلقی بین افسردگی و شیدایی مشخص میشود. در فاز افسردگی، فرد علائم مشابه افسردگی اساسی را تجربه میکند، در حالی که در فاز شیدایی یا هیپومانیا، احساس سرخوشی شدید، انرژی بیش از حد، کاهش نیاز به خواب، پرحرفی و تصمیمگیریهای پرخطر مشاهده میشود. این اختلال میتواند برای سالها ادامه داشته باشد و باعث اختلال در زندگی شخصی و حرفهای شود، اما درمانهای دارویی و رواندرمانی میتوانند شدت و فراوانی این نوسانات را کاهش دهند.
۳. اختلال خلقی فصلی
این نوع اختلال معمولاً با تغییر فصلها، به ویژه فصل پاییز و زمستان، مرتبط است و باعث افسردگی موقت میشود. افراد مبتلا ممکن است احساس غم، کمبود انرژی، افزایش خواب و اشتها و کاهش علاقه به فعالیتهای اجتماعی داشته باشند. اختلال خلقی فصلی معمولاً با طولانی شدن روزها و رسیدن به بهار بهبود مییابد و میتواند با روشهای درمانی مانند نوردرمانی، رواندرمانی و در برخی موارد دارو کنترل شود.
۴. اختلال خلقی پایدار
این اختلال نوعی افسردگی مزمن و طولانیمدت است که علائم آن کمتر شدید از افسردگی اساسی است اما حداقل دو سال یا بیشتر ادامه دارد. افراد مبتلا ممکن است اغلب احساس غم، بیانرژی بودن، کمبود انگیزه و کاهش اعتمادبهنفس داشته باشند. اگرچه شدت علائم کمتر است، اما تاثیر طولانیمدت آن بر کیفیت زندگی و روابط اجتماعی قابل توجه است و نیاز به درمان رواندرمانی و گاهی دارویی دارد.
۵. اختلال خلقی ناشی از شرایط پزشکی یا دارویی
گاهی اختلالات خلقی ناشی از بیماریهای جسمی یا مصرف برخی داروها هستند. برای مثال مشکلات تیروئید، بیماری قلبی یا مصرف داروهای خاص میتوانند باعث بروز افسردگی یا نوسانات خلقی شدید شوند. در این موارد، درمان علت زمینهای معمولاً به بهبود خلق و خو کمک میکند و ممکن است نیاز به رواندرمانی یا داروهای مکمل نیز وجود داشته باشد.

علائم و نشانههای هشداردهنده اختلالات خلقی
علائم اختلالات خلقی بسته به نوع و شدت اختلال میتواند متفاوت باشد، اما برخی نشانهها به طور کلی هشداردهنده هستند و نیاز به توجه و بررسی حرفهای دارند.
۱. علائم عاطفی و روانی
غم، پوچی یا ناامیدی مداوم: احساس غم عمیق یا فقدان امید که روزها و هفتهها ادامه مییابد.
تحریکپذیری یا ناآرامی: حساسیت بیش از حد نسبت به مسائل کوچک و دشواری در کنترل خشم یا اضطراب.
احساس گناه یا بیارزشی: خودانتقادی شدید و حس اینکه هیچ کاری درست انجام نمیشود.
از دست دادن علاقه یا لذت: کاهش شدید اشتیاق نسبت به فعالیتهایی که قبلاً لذتبخش بودند، مانند سرگرمیها، کار یا روابط اجتماعی.
دورههای خلق بالا و پرانرژی (در اختلال دوقطبی): احساس سرخوشی غیرطبیعی، اعتماد به نفس بیش از حد، تصمیمگیریهای پرخطر و کاهش نیاز به خواب.
۲. علائم فیزیکی و رفتاری
تغییرات وزن یا اشتها: افزایش یا کاهش ناگهانی وزن بدون دلیل مشخص.
مشکلات خواب: بیخوابی، پرخوابی یا بیداری مداوم شبانه.
کندی روانی-حرکتی یا بیقراری: احساس کندی در حرکت یا تفکر، یا ناتوانی در آرام نشستن.
خستگی و کاهش انرژی: احساس مداوم بیانرژی بودن حتی پس از استراحت کافی.
مشکل در تمرکز و تصمیمگیری: دشواری در فکر کردن شفاف، برنامهریزی یا انجام کارهای روزمره.
شکایتهای جسمی مکرر: سردرد، مشکلات گوارشی یا دردهای مزمن بدون دلیل پزشکی.
کنارهگیری اجتماعی: کاهش میل به حضور در جمع خانواده، دوستان یا فعالیتهای اجتماعی.
افکار مرگ یا خودکشی: تفکر درباره مرگ یا اقدام به خودکشی که نیاز به توجه فوری دارد.
علل و عوامل خطر اختلالات خلقی
اختلالات خلقی معمولاً ناشی از ترکیبی از عوامل بیولوژیک، روانی و محیطی هستند که میتوانند فرد را مستعد این مشکلات کنند:
عوامل بیولوژیک: عدم تعادل در انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین، نوراپینفرین و دوپامین، سابقه خانوادگی اختلالات خلقی و عوامل ژنتیکی.
عوامل روانی-اجتماعی: ویژگیهای شخصیتی مانند عزت نفس پایین، کمالگرایی افراطی یا دیدگاه منفی به زندگی، که فرد را در برابر استرسها آسیبپذیرتر میکنند.
عوامل محیطی: مواجهه با استرس مزمن، ضربههای روحی در کودکی یا بزرگسالی، از دست دادن عزیزان، مشکلات مالی یا سوءمصرف مواد، که میتوانند آغازگر یا تشدیدکننده اختلالات خلقی باشند.

درمان تخصصی اختلالات خلقی
اختلالات خلقی معمولاً نیاز به مداخله تخصصی و چندجانبه دارند تا فرد بتواند تعادل عاطفی خود را بازیابد و زندگی روزمرهاش مختل نشود. درمان این اختلالات معمولاً شامل رواندرمانی، دارودرمانی و تغییرات سبک زندگی است که با توجه به نوع و شدت اختلال، ترکیب آنها توسط متخصص روانشناسی یا روانپزشکی تعیین میشود.
رواندرمانی یکی از موثرترین روشها در مدیریت اختلالات خلقی است. انواع مختلفی از رواندرمانی مانند شناختی-رفتاری (CBT)، درمان بینفردی (IPT) و رواندرمانی حمایتی میتوانند به فرد کمک کنند تا الگوهای منفی تفکر و رفتار خود را شناسایی کرده و راهکارهای عملی برای مقابله با استرس، اضطراب و تغییرات خلقی یاد بگیرد. این روشها به ویژه در درمان افسردگی و کنترل نوسانات اختلال دوقطبی موثر هستند.
دارودرمانی نیز نقش مهمی در درمان اختلالات خلقی دارد. برای مثال، داروهای ضدافسردگی برای کاهش علائم افسردگی، درمان افسردگی و ثابتکنندههای خلق یا داروهای ضدجنون برای کنترل نوسانات شیدایی و افسردگی در اختلال دوقطبی استفاده میشوند. تجویز و تنظیم دوز داروها نیازمند بررسی دقیق توسط روانپزشک است تا اثر درمانی حداکثری حاصل شود و عوارض جانبی به حداقل برسد.
تغییرات سبک زندگی میتوانند نقش حمایتی قدرتمندی داشته باشند. فعالیت منظم بدنی، خواب کافی، تغذیه سالم، مدیریت استرس، دوری از مصرف مواد مخدر و الکل و داشتن روابط اجتماعی مثبت میتوانند شدت علائم را کاهش داده و به پایداری خلق کمک کنند. همچنین حمایت خانواده و دوستان و پیگیری منظم روند درمان، بخش مهمی از موفقیت در مدیریت اختلالات خلقی است.
سخن پایانی: اختلال خلقی یک ضعف شخصیتی نیست
مهم است به یاد داشته باشید که اختلال خلقی یک بیماری پزشکی است، نه یک ضعف شخصیتی یا چیزی که بتوان به راحتی “از آن بیرون آمد”. همانطور که برای درمان یک بیماری جسمی مانند دیابت به پزشک مراجعه میکنید، برای درمان یک اختلال خلقی نیز باید از متخصصان سلامت روان کمک بگیرید.
درمان، مسیر بازگشت به زندگی نیست، بلکه مسیر ساختن یک زندگی جدید همراه با بینش، تابآوری و ابزارهایی است که شما را در برابر طوفانهای آینده مقاومتر میکند.
اگر شما یا یکی از عزیزانتان با نشانههای یک اختلال خلقی دست و پنجه نرم میکنید، همین امروز برای دریافت کمک تخصصی اقدام کنید. دکتر سارا سجادی در یک فضای امن و محرمانه، همراه شماست تا آرامش و شادی را به زندگیتان بازگرداند.
